«کمک به اتحاد با حفظ حقوق شهروندی»
a.roozbeh@radiozamaneh.com
سازمان عفو بینالملل ۲۳ اکتبر دومین بیانیهی خود را در مورد نه نفر از فعالان آذربایجانی که در یک مراسم افطار بازداشت شده بودند، صادر کرد.
در اعلامیهی عفو بینالملل گفته شده است که پنج نفر از نه نفر فعال آذربایجانی بازداشت شده که در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر میبردند به صورت مشروط، آزاد شدند اما چهار نفر دیگر همچنان در زندان به سر میبرند.
بنابر اعلامیهی سازمان عفو بینالملل، ادعا میشود آنها در معرض شکنجه و رفتار خشونتآمیز قرار دارند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این باره به سراغ وحید قرهباغی، سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان رفتهام.
دومین بیانیهی سازمان عفو بینالملل در ماه اکتبر برای فعالان بازداشت شدهی آذربایجانی صادر شده است. مفاد این بیانیه به دنبال چه منظوری است؟
این دومین بیانیهای است که از طرف عفو بینالملل در خصوص فعالین بازداشت شده در مراسم افطار صادر شده است.
از نه تن فعالینی که در بازداشتگاه بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری میشدند، پنج نفرشان آزاد شدهاند، اما هنوز چهار تن از آنها یعنی آقایان مهدی نعیمی، علیرضا صرافی، سعید محمدی و حسن راشدی، بدون محاکمه و بدون اجازه برای گرفتن وکیل در خطر شکنجه و بدرفتاری قرار دارند.
در این بیانیه آمده است که این افراد بیش از یک ماه بدون آنکه ملاقاتی با خانوادهی خود داشته باشند، در انفرادی نگهداری میشدند و الان هم این روند ادامه دارد.
آنها در روزهای اخیر، ملاقاتهایی هم داشتهاند و در آن ملاقات از آنچه بدرفتاری روحی بوده، خبر دادهاند. همچنین به وضعیت فعالان آزاد شده یعنی، آقایان اکبر آزاد، حسن رحیمی، صیاد محمدیان، عباس نعیمی و حسین حیدری که در روزهای نیمهی دوم مهر به قید کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شدند، اشارهای شده است.
در ادامه آن بیانیه آمده است که آقای اکبر آزاد به عفو بینالملل گفته است برای روزهای متوالی، بازجویی شده و حتا بازجوییها تا نیمهی شب ادامه داشته و تنها در دو سه روز آخر به وی اجازهی هواخوری داده شده است.
همچنین به او کمکهای پزشکی هم نشده است، زمانی به او کمک پزشکی شده که از هوش رفته و به بهداری انتقال داده شده است.
بیانیهی اول هم در این ارتباط بود؟
اطلاعیهی قبلی هم در مورد بازداشت نه تن از این فعالین در یک مراسم افطار صادر شده بود. در آن بیانیه هم به بیخبری از این افراد اشاره شده بود.
چرا که خانوادههای آنها روزهای زیادی از بازداشتشدگان بیخبر بودند، ملاقاتی در کار نبود و حتا تماس تلفنی هم وجود نداشت و به آنها تفهیم اتهام نشده بود.
به همین دلیل عفو بینالملل بیانیه داده بود. اضافه میکنم که در بیانیهی دوم عفو بینالمل اشاره شده است که این عده به جرم اقدام علیه امنیت ملی متهم شدهاند.
اما فعالینی که آزاد شدهاند به ما خبر دادهاند که هنوز افرادی در زندان تحت فشار هستند تا اتهاماتی از قبیل ارتباط با کشورهای خارجی را قبول کنند.
به بحث وابسته بودن اینگونه جریانات هویتطلب آذربایجانی با سایر کشورها و یا جریانها اشاره کردید. نظر شما راجع به این موضوع چیست؟
این حرکت تماماً مدنی است و خواستههای قانونی پشت آن وجود دارد. اما دولت ایران با وجود آنکه در قانون اساسی خود حقوق ملی آذربایجانیها را به رسمیت شناخته است، با وجود گذشت بیش از۳۰ سال از انقلاب، به آنها رسیدگی نمیکند و هنوز آذربایجانیها نمیتوانند به زبان مادری خود تحصیل کنند.
آذربایجانیها نمیتوانند تلویزیون و روزنامههایی به زبان ترکی آذربایجانی داشته باشند. اینها خواستههای فعالین آذربایجانی است و بازداشتشدگان اخیر تنها روزنامهنگاران منتقدی بودند که در این خصوص مقالاتی نوشته بودند. همچنین شاعرانی بودند که در خصوص زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی فعالیت داشتند.
اگر فرض را بر این بگذاریم که تمام گرایشهای قومی در ایران مایل به داشتن تلویزیون مجزا، زبان و بیانی مجزا و حتا گاهی اوقات اقتصاد مجزا باشند این به تمامیت ارضی کشوری به نام ایران خدشه وارد نمیکند؟
به نظر من هیچ خدشهای وارد نمیکند، به رسمیت شناختن حقوق فردی و شهروندی یک هموطن آذربایجانی، کرد، بلوچ و... به اتحاد کمک میکند و نه به جدایی.
وقتی آنها ببینند در کشوری زندگی میکنند که به آنها احترام گذاشته میشود و حقوقشان به رسمیت شناخته میشود و در برابری زندگی میکنند، در آن هنگام برابری خواهد بود.
حرکت هویت طلبی آذربایجانیان در ایران، در مقابل سیاست انکار هویت ملی یک تورک آذربایجانی شکل گرفته است
مصاحبه با آژانس ايران خبر :
حرکت هویت طلبی آذربایجانیان در ایران، مقابل سیاست انکار هویت ملی یک تورک آذربایجانی شکل گرفته است.
آقاي قاراباغلي با تشكر از شما به خاطراينكه دعوت ما را براي مصاحبه پذيرفتيد به عنوان اولين سوال ميخواستيم بپرسيم كه :
•دانشجويان دربند آذربايجاني, چند نفر بودند ؟ از چه تاريخي به زندان رفتند و به هر كدام چه حكمي دادند ؟و اتهام وارده به آنها چه بود ؟ در چه تاريخي آزاد شدند ؟
بالاخره هفتم آبان ماه ( ۲۸ اکتبر )، هفت دانشجوی دانشگاه تبريز و يک دانشجوی دانشگاه اصفهان با قرار وثیقه به طور موقت از زندان تبریز آزاد شدند.
سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز زهتاب که روز ۲۷ تیر ماه در مقابل دانشگاه تبریز دستگیر شده بودند به همراه امیر مردانی که از ۱۳ اوت ( ۲۳ مرداد)،مجید ماکوئی زاد ۳۱ اوت (دهم شهریور) و احسان نجفی ۹ شهریور در بازداشت یسر می بردند، به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی و همچنین منصور امنیان و مقصود عهدی دو فعال دانشجویی دیگر دانشگاه تبریز که روز سی مرداد ماه بازداشت شده بودند نیز به قید وثیقه ۲۰۰ میلیون ریالی از زندان تبریز آزاد شدند.
به غیر از نجفی که روز نهم مهر بازداشت شده بود بقیه به مدت سه ماه در بازداشتگاه اطلاعات تبریز تحت فشار و بازجويي قرار داشتند، آنها بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل و برخورداری از حق ملاقات بودند.
خانواده های این دانشجویان می گویند که « آنها در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات شکنجه شده اند، مقامات رسمی آنها را در معرض بازجویی های ۲۴ ساعته، بی خوابی، ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار داده اند.»
اتهامات این افراد " تشكيل وعضويت در دسته جات و گروهها غيرقانوني جهت بر هم زدن امنيت ملي" و "تبليغ عليه نظام " عنوان شده است.
آزادی داریوش حاتمي افسر وظبفه و از دوستان این دانشجویان نیز به روزهای آینده پس از توديع وثيقه موکول شده است. او نیز از ۲۷ تیر ماه در بازداشت موقت بسر می برد.
صمد مولاقلی، دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد شبستر هم که روز دوشنبه ۱۵ مهر توسط نیروهای امنیتی در تبریز دستگیر شده بود به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون ریالی طی روزهای گذشته آزاد شده است.
•آيا سازمان هاي حقوق بشري در رابطه با دستگيري ها و ادامه بازداشت فعالين ترك اقدامي كرده اند؟
بازداشت گسترده فعالین هویت طلب آذربایجانی و شرایط نگهداری آنها، واکنش های فراوانی را در رسانه ها و از سوی گروه های مدافع حقوق بشر بین المللی برانگیخت.
در نتیجه ارتباطات مستقیم انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) با مراکز مرتبط، بیانیه های از طرف مجامع جهانی و حقوق بشری چون سازمان عفو بین الملل، فرانت لاین و وزارت امور خارجه آمریکا صادر شد که همگی خواستار آزادی بازداشت شدگان بودند.
این گروه ها از جمهوری اسلامی به خاطر آنچه 'تبعیض علیه آذربایجانیها' و 'برخورد با فعالیت قانونی و مدنی فعالان آذربایجان' نامیدند، انتقاد کرده و گفتند که فشار دولت ایران بر حرکت آذربایجان و فعالیت های مرتبط با حقوق آذربایجانیهای ایران رو به افزایش است
•به نظر شما وظيفه سازمان هاي حقوق بشري در اين رابطه چيست؟
سازمان هاي حقوق بشري نقش و تاثیر بسزایی در دفاع از کسانی که حقوق اشان نقض می شود، دارند آنها با صدور بیانیه ها و گزارشات خود تا حدود زیادی توجه جامعه جهانی و رسانه ها را به مسایل جلب کنند، که این امر عامل بازدارنده ای می شود برای حکومت هایی که حقوق بشر را نقض می کنند.
فعالان آذربایجانی نیاز دارند بدانند که دنیا به آنها توجه دارد، آنها نیاز دارند بدانند که به خطر انداختن زندگی اشان برای حقوق برابر، به هدر نمی رود. آنها به امید احتیاج دارند و برای آن به جامعه جهانی چشم دوخته اند. دانستن اینکه آنان حمایت جامعه جهانی را دارند، آنها را برای ادامه مبارزه برای حقوق برابر نیرومند میکند. این به معنی ثبات و دموکراسی بزرگتری برای ایران و منطقه است.
فعالیت های سازمان عفو بین الملل و یا وزارت امور خارجه آمریکا در چند سال اخیر در خصوص توجه به نقض حقوق فعالبن آذربایجان و دیگر ملیتهای غیر فارس در ایران قابل تقدیر است اما متأسفانه اخبار مربوط به سرکوب حرکتهای اعتراضی و دستگیری فعالان فرهنگی و سیاسی آذربایجان در رسانه ها و مجامع حقوق بشر بین المللی که کارکنان ایرانی و فارس زبان دارند به شدت سانسور می شود.
لذا تشکیل انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران - آداپ و دیگر سازمانهای حقوق بشری منطقه ای برای مقابله با این بایکوت و تلاش در جهت رساندن صدای دهها زندانی سیاسی و عقیدتی بوده است
گروههای مدافع حقوق بشر باید حقوق بشر را همان گونه که در اعلامیه جهانی حقوق بشر تعریف شده است، بپذیرند. کسی نمیتواند بخشی از حقوق بشر را انکار نماید و در عین حال باز هم خود را از این جهت که از سایر حقوق جانبداری میکند، مدافع حقوق بشر بداند. به عنوان مثال، قابل قبول نیست که از حقوق بشری مردان دفاع کند، اما منکر حق برابری زنان با مردان گردند.
•در شروع سال تحصيلي جديد, دانشجويان دانشگاه بوعلي در حمايت از دانشجويان بازداشت شده آذربايجان تجمع اعتراضي داشتند نظر شما چيست؟
این واکنشی به جا بود تا دانشجویان در اولین روزهای شروع سال تحصيلي اعتراض خود را به فشارهای نهادهای امنیتی که با استفاده از تعطیلات تابستان و خالی شدن دانشگاهها از دانشجو به فعالین دانشجویی آذربایجان صورت گرفته بود اعتراض کنند.آنها در این اعتراض ضمن محکومیت بازداشت های صورت گرفته بار دیگر حاکمیت را به رعایت حقوق بشری و شهروندی آذربایجانیها در ایران فراخواندند.
•در خصوص بازداشت فعالین آذربایجانی در یک مراسم افطاری در تهران توضیحی داده و آخرین وضعیت آنها را بگوييد:
روز ١٠ سپتامبر، ماموران امنیتی ۱۹ آذربایجانی - روزنامه نگار، استاد دانشگاه و شاعر - را که در خانه ای در تهران برای برگزاری مراسم افطار جمع شده بودند دستگیر کردند. همسر و فرزندان عباس لسانی از زندانیان سیاسی سرشناس آذربایجانی از جمله آنها بودند.
برخی از آنها، از جمله رقیه علیزاده، همسر عباس لسانی به همراه سه فرزندانش، اکرم نجاری، رباب عظیمی و فرهاد رضایی بعد از ۹ ساعت آزاد شدند. در روز ۲۴ شهریور یوسف هوشیار، شهباز ابراهیم زاده و محمد عباسپور آزاد شدند.در نیمه دوم مهر نیز، پنج تن دیگر، آقايان اكبر آزاد، صياد محمديان، عباس نعيمي، حسين حيدري و حسن رحیمی به قید کفالت ۵۰ میلیون تومانی از بند ۲۰۹ زندان اوین تهران آزاد شدند.تمامی آزاد شدگان پس از آزادي ادعا کرده اند که بدنبال بازداشت، از حقوق اساسي خود محروم گشته و تقریبا تمام مدت بازداشت را در انفرادی بند ۲۰۹ اوین تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند. اما ۴ تن از بازداشت شدگان این مراسم علیرغم گذشت بیش از یکماه و نیم از بازداشت اشان همچنان در زندان اوین باقی هستند.
آقایان مهدی نعیمی، علیرضا صرافی ، سعید محمدی (مغانلی)، حسن راشدی بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل در خطر شکنجه و يا ساير انواع بد رفتاري قرار دارند.
خانواده های این زندانیان که پس از ۳۳ روز توانستند با آنها ملاقات کنند اعلام داشته اند که وضعیت آنها نامناسب است، آنها به شدت شکنجه روحی و گاها" جسمی شده اند و سلامتی اشان در نتیجه شرایط سخت بند ۲۰۹بازداشتگاه زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات اداره می شود، به مخاطره افتاده است.
•آخرين اخبار در رابطه با آقاي عباس لساني چيست؟ چرا به خانواده ايشان بخصوص همسر ايشان"رقيه" اينقدر سخت مي گيرند؟
آقای لسانی روز چهارشنبه هشتم آبان ماه پس از اتمام دوران محکومیت ۳۰ ماهه خود از زندان یزد آزاد شدند، او سال گذشته پس از تحمل ۱۸ ماه حبس در خصوص اعتراضات خرداد ماه ۱۳۸۵ آذربایجان در زندان اردبیل، به اتهام تبلیغ علیه نظام در حال گذراندن یک دوره حبس ۱۲ ماهه دیگر در زندان اهر واقع در ۱۱۲ کیلومتری زادگاه خود (اردبیل) بود که اسفند ۸۶ بطور غیر قانونی به زندان مرکزی یزد در فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری منتقل شد.
این فعال مدنی، در زندان چند بار در اعتراض به رفتار تبعيض آميز مسئولان امنیتی و زندان اعتصاب غذا کرد، و به او اجازه رفتن به مرخصی هیچ وقت داده نشد.
آقای لسانی را چند روز قیل از آزادی از زندان به وزارت اطلاعات یزد انتقال داده و به مدت ۱۰ ساعت مورد بازجویی قرار داده بودند، در بازجویی صورت گرفته که ماموران امنیتی اردبیل نیز حضور داشتند در مورد برنامه های او پس از آزادی از زندان و بازگشت به اردبیل از ایشان سوال هایی شده بود.
البته این بار اول نبود که بطور غبر قانونی نهادهای امنیتی از وی بازجویی کرده باشند بلکه او همواره در مدت محکومیت خود از طرف نهادهای امنیتی تحت فشار بود.
از طرفی نهادهای امنیتی و قضایی خانواده لسانی و بخصوص همسر ایشان را همواره تحت فشار قرار داده اند تا شاید بتوانند از این فشارها به عنوان عامل بازدارنده ای در محدود کردن فعالیت های آقای لسانی بهره جویند وقتیکه نتیجه مورد نظر را نمی گیرند دایره فشارها را بیشتر می کنند.چند ماه پیش دادستان و اداره اطلاعات اردبیل خانواده لسانی را تحت فشار قرار داده بودند که آقای لسانی اگر از فعالیت های خود دست برندارد باید بعد از آزادی از زندان یزد به یک شهر فارس نشین مهاجرت بکند، آنها تهدید کرده اند در غیر اینصورت هر اتفاق و حرکتی در اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان روی دهد ما او را دستگیر و زندانی خواهیم کرد.
از آنجا که حاکمیت نمی خواهد این فشارها علنی شود تا اعتراضات بین المللی را درپی داشته باشد، خانم لسانی را بخاطر تماس با رسانه های خارجی و نهادهای بين المللی حقوق بشری چندین بار تابحال احضار و مورد بازجویی قرار داده اند.
• وضیعت زندانيان اهل حق را توضيح دهيد:
سهند علي محمدی، بخشعلي محمدي، عبادالله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده ، يونس آقايان ، پنج تن از زندانيان اهل حق که بيش از ۵ سال است در اين زندان درحال تحمل محکوميتهاي خود هستند در اعتراض به روند غيرحقوقي پرونده خود و برخورد توهين آميز مامورين زندان و توهين به عقايد مذهبي آنان از تاريخ ۲۵ شهريور ماه سال جاري اقدام به اعتصاب غذا نموده و در همان زمان به سلول هاي انفرادي زندان مذکور منتقل گرديدند ، نامبردگان همچنان به اعتصاب غذاي خود ادامه می دهند و نظر به بيماريهاي گوارشي اين زندانيان که در پي اعتصاب غذاي ۲۵ روزه سابق آنان حاصل گرديده بود و همچنين نگهداري آنان در سلول هاي انفرادي مرطوب و غيربهداشتي زندان اروميه ، وضعيت جسمي آنان رو به وخامت گرائیده به گونه ای که چندین بار دچار استفراغ خون گشته اند و در وضعیتی نیمه هوشیار بسر می برند.
•در پايان لطفا اين موضوع را خوب براي بينندگان آژانس ايران خبر توضيح دهيد كه وقتي مي گوييم "فعال یا دانشجوي هويت طلب ترك"منظور چيست؟ اين فعال یا دانشجو حرف اصلي اش چيست؟ آرمانش چيست؟ براي چه مبارزه مي كند؟
حرکتی که هم اکنون در ایران و در میان ترکهای آذربایجانی رایج است حرکتی است در راستای حفظ هویت یک ترک آذربایجانی، یعنی آن هویتی که در ۸۰ سال گذشته مورد بی مهری قرار گرفته و انکار می شود.
در ایران آذربایجانیها با آن جمعیت زبانی از تحصیل به زبان مادری محروم هستند، که عدم تدریس به زبان مادری سبب شده است که افت تحصیلی بیشترین آمار را در این مناطق داشته باشد،فرهنگستان زبان ترکی ایجاد نشده است ، یک کانال تلویزیون سراسری به زبان ترکی وجود ندارد، کانالهای استانی هم بیشتر برنامه هایشان فارسی است و بقیه ۳۰ - ۴۰ درصد هم را نمی توان ترکی گفت چرا که مجریان تمام کلمات را فارسی بکارمی برند و تنها افعال ترکی هستند، این سیاست تبعیض آمیز و بی توجهی به هویت، زبان، تاریخ، موسیقی، رقص، ادبیات و هنر آذربایجانی ضربات سنگینی وارد ساخته در کل به هویت ترکهای آذربایجان.
ما انتظار آنرا نداشته باشیم که وقتی دولت ایران، برای کشور تاجیکستان، افغانستان که فارسی زبان هستند صدها هزار جلد کتاب درسی رایگان منتشر کرده، و کانال تلویزیون مشترک فارس زبان را احداث می کند،آن روشنفکر، نویسنده، شاعر، روزنامه نگار و دانشجویی آذربایجانی به فکر هویت خود نباشد و حقوق بشری و شهروندی خود را طلب نکند.
تعداد کثیری از مهاجرین ترک زبان در مناطق فارسنشین مرکزی مورد تحقیر و توهین قرار گرفته و تحت فشارهای روحی و اقتصادی و در شرایط عدم آشنائی با تاریخ و هویت ملی خویش به شدت در داخل فارسزبانها آسیمیله میشوند.
فعالان حرکت ملی آذربایجان خواستار پایان دادن به تبعیض های اقتصادی هستند که در مقایسه با مناطق غیرفارس نشین آذربایجان اعمال می شود:
- به عنوان شاخصی در پائین بودن سرمایهگذاری دولتی در آذربایجان، میتوان به در طول هشت سال ریاست جمهوری آقای رفسنجانی حجم سرمایهگذاری بخش دولتی در معادن استان کرمان سیصد برابر حجم سرمایه گذاری دولتی در همین بخش برای چهار استان آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان بوده است. (سهم ناچیز آذربایجان از سرمایهگذاریهای دولتی- علیرضا صرافی)
- پروژه راه آهن ميانه ـ اردبيل ۱۵ سال است که مطرح شده است اما هنوز به نتیجه نرسیده است و مسئولان استانی اردبیل از اختصاص بودجه تنها یک میلیارد تومانی به این طرح در سال جاری دادند اما دولت ۳۰۰ میلیارد تومان بودجه به پروژه خط آهن اصفهان ـ شيراز اختصاص داده و خبر می دهند اين پروژه تا پايان سال به بهرهبرداري خواهد رسيد.
شاخص دیگر برای مشکل مضاعف بیکاری و تبعیضات اقتصادی، پدیده مهاجرت است، قابل ذکر است: جمعیت چهار استان آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و زنجان در سال ۱٣٣۵ معادل ۱۵.۱% از جمعیت ایران بوده این نسبت در آخرین آمارگیریها به ۱۲.۷۴% کاهش یافته و آذربایجان شرقی همواره مهاجرفرستترین استان کشور بودهاست. (دیلماج شماره ۹و۱۰ : گزارش اقتصادی)،
تصور میکنم ذکر این چند نکته که به راحتی دهها موارد دیگر نیز میتوان در کلیه شئون اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و خدمات و... ارائه داد،عوامل ومسبب های شده اند تا حرکتی ملی در مقابل واقعیت های آذربایجان شکل بگیرد.
